زینب میگه ص کرم داره =))
از خستگی و بی خوابی دارم بیهوش میشم از صبح ساعت هفت بیدارم و شبم ساعت چهار خوابیدم .. بدون صبونه رفتیم سر مرغ شستن و خورد کردن کرفس و هویج و فلفل دلمه ای ..
هنوزم باورم نمیشه بابابزرگ نیست ..
امروز یه روزنامه ی همشهری گرفتم ، یه چندتا کار در منزل بود توش خداکنه خوب باشه ، واقعا وضعیت بدیه و باید کار پیدا کنم باااااایدددددد
ص واقعا خوشگله توله -_-
اونم که دیگه فقط شونه هاش
ینی فاطی اگع بود کلی الان لهم فحش داده بودیم ، راستی بهم زنگ زده بود ولی از اونجابب که اصلا گوشی دستم نمیگیرم دیر فهمیدم و نمیشد بزنگم بهش
این ینی اشتی الان؟
برچسب:
نویسنده: مانی کریمی